آفتاب پشت ابر

       

 

 

                          

مسيحاي بني اسرائيل

در گذشته هاي بسيار دور قومي يكتا پرست به نام «بني اسرائيل » وجود داشت كه پيامبراني از آن قوم برخاسته بودند. خداوند اين قوم را برگزيده و از نعمتها برخوردار كرده بود. قرآن مجيد اين حقيقت را به تكرار ياد آوري كرده است ، از آن جمله : يا بني اسرائيل اذكروا نعمتي التي انعمت عليكم و انّي فضلتكم علي العالمين.[سوره بقره آيه 47و 122‍‍] .

بديهي است كه از ديدگاه اسلام ، برتري آن قوم، مربوط به امور معنوي بوده است. در آن روزگار پيامبران و افراد صالحي در بني اسرائيل وجود داشتند و فرمانروايان دادگري مانند طالوت . داوود و سليمان(ع) ، بر آنان حكم مي راندند. در آن زمان پيامبران در مراسمي ، مقداري روغن بر سر پادشاهان مي ريختند و با دست خود آن را مسح مي كردند. بر اثر اين كار . آن پادشاه «ماشيح»(مسيح) خوانده مي شد و اطاعت وي بر همه واجب مي گرديد. واژه فارسي « مسيحا» از روي «ماشيح» (با توجه به به تلفظ لاتيني آن : مسياMassiah) ساخته شده بود. همانطور كه گفتيم . ايان واژه در اصل ، لقب پادشاهان قديم بني اسرائيل بود، ولي بعد، به پادشاه آرماني يهود اطلاق شد. حدود شش قرن پيش از ميلاد؛ يعني 2600 سال قبل ، پادشاه ستمكاري به نام بختنصر از بابل ، پايتخت عراق آن روز ، به فلسطين يورش برد و دولت بني اسرائيل را منقرض كرد. وي جمعي از بني اسرائيل را كشت و جمع كثيري را به شهر بابل عراق كوچ داد. بر اثر اين حادثه- كه مهمترين نقطه عطف تاريخ بني اسرائيل استاين اميد پديد آمد كه خدا يك رهبر رهايي بخش از خاندان داوود مي فرستد تا ماشيح بني اسرائيل باشد و روزگار خوش قديم را بر گرداند. در كتاب اشعيا مي خوانيم: نهالي از تنه يسّي(پدر داوود) بيرون آمده ، شاخه اي از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خداوند بر اوقرار خواهد گرفت ؛ يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوت و روح معرفت و ترس از خداوند و خوشي او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤيت چشم خود داوري نخواهد كرد و بر وفق سمع گوشهاي خويش تنبيه نخواهد نمود. بلكه مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود. و جهان را به عصاي دهان خويش زده، شريران را نفخه لبهاي خود خواهد كشت.  و كمر بند كمرش عدالت خواهد بود و كمر بند ميانش امانت. و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير و پرواري با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند. و گاو با خرس خواهد چريد و بچه هاي آنها با هم خواهند خوابيد و شير ، مثل گاو كاه خواهد خورد و طفل شير خواره بر سوراخمار بازي خواهد كرد و طفل از شير بازداشته  شده ، دست خود را بر خانه افعي خواهد گذاشت. و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهند كرد ؛ زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهدبود، مثل آبهايي كه دريا را مي پوشاند.

يهوديان آرمان مسيحا را توسعه داده ، مسائلي ديگر بر آن افزودند و گفتند كه در دوران مسيحا، بركات طبيعت افزايش مي يابد. آنا چيز هايي را براي دوران مسيحيت تخيل كردند كه حتي در عصر درخشان داوود و سليمان وجود نداشت. مثلا معتقد شدند كه در عصر مسيحا، ابرو باد و مه خورشيد و فلك به نفع بني اسرائيل رفتار هاي تازه اي خواهند داشت و زمين نانهاي پخته و لباس هاي دوخته توليد خواهد كرد. اين آرمانها در كتاب هاي فراواني ثبت شد و با اين كار ، ادبيات مكاشفه پديد آمد كه كتاب دانيال در عهد عتيق ، نمونه اي از ان است . به نظر گروهي از دانشمندان ، خاستگاه اين عقيده زرتشت است. زرتشتيان معتقدند دور جهان دوازده هزار سال است كه چند مقطع تقسيم مي شود و موعود آن دين كه «سوشيانت» خوانده مي شود در واپسين هزاره،بر خواهد خواست . از ديدگاه پژوهشگران عقيده زرتشتيان در اين باب به يهوديت سرايت كرد و اعتقاد به قيام ماشيح را پديد آورد.

مدعيان مسيحايي يهود

شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان ، در تاريخ پر فراز و نشيب يهوديت و مسيحيت موج مي زند. يهوديان در سراسر تاريخ سياه خود هر گونه خواري و شكنجه را به اين اميد بر خود هموار مي ركدندكه روزي ماشيح بيايد و آنان را از گرداب ذلت، درد و رنج رهانده ، بر جهان سروري دهد؛ به گونه اي كه همه مردم جهان در برابر يهوديان خضوع كنند. از روزگاران باستان تا عصر حاضر، صدها تن برخاستند و نغمه مسيحايي ساز كردند، چند صباحي ساده دلان بني اسرائيل را مجذوب خود نمودند و بلا هاي جانكاهي بر بلاهاي آن قوم افزودند. مثلا چند قرن پس از ميلاد يك دلباخته پرشور به نام موسي در جزيره كرت بر پاخاسته، خود را مسيحا خواند و تمام جوامع يهودي جزيره كه در آن زمان مركز يهودي مهمي بود ، مجذوب خود ساخت. وي گفت مي خواهم يك روز شما را از درياي مديترانه عبور داده ، به فلسطين ببرم و در آنجا دولت مسيحايي تشكيل دهم. يهوديان كسب و كار خود را رها كردند و جريان عاري زندگي به اميد پر التهابي مبدل شدمبني بر اينكه موسي جديد ، با خشك كردن دريا از طريق معجزه، آنان را به سرزمين موعود رهبري خواهد كرد. ايشان در مورد رسالت و قدرت او چنان يقين داشتند كه همه اموال خود را به او تقديم كردند و مرد و زن  وبچه،همگي به دنبال او به جانب دريا راه افتادند. وي بر صخره اي كه بر دريا مشرف بود ايستاد و به مريدان خود فرمان داد كه خويش را به دريا افكنند و مطمئن باشند كه دريا بر آنان شكافته خواهد شد. نتيجه اين امر را به آساني مي توان دريافت : جمعي غرق شدند و شماري را دريانورداني نجات دادند. مدعيان مسيحايي در قرنهاي متوالي مشكلات بزرگي براي يهوديان ايجاد كردند و گاهي فرقه هايي پديدي آوردند كه تا زمان ما باقي است ؛ مانند فرقه دونمه در تركيه كه از شبتاي صبي ، نامدارترين مسيحاي دروغين(متوفاي 1676م) به يادگار مانده است. 

برگرفته از كتاب پيشگويی ها و آخر الزمان

لینک نوشته